توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣١ - تفسير استعاره تخييليه در كلام سكاكى
و قال المصنّف انه بعيد جدا لا يوجد له مثل فى الكلام.
ترجمه
تفسير استعاره تخييليه در كلام سكاكى
مصنّف گويد:
و استعاره تخييليّه را اينطور تفسير كرده است:
استعاره تخييليّه عبارتست از استعارهايكه معناى مستعار نه حسّا و نه عقلا تحقّق داشته باشد بلكه معناى آن صورت وهمى محض باشد همچون لفظ [اظفار] در قول هذلى.
چه آنكه هذلى وقتى مرگ را به حيوان درّنده تشبيه نموده و در هلاك نمودن آنرا مانند سبع قرار داده قوّه واهمه شروع مىكند باين كه مرگ را بصورت درّنده تصوير كرده و لوازم درّنده را براى او اختراع كند لذا براى مرگ صورت چنگال را اختراع نموده و براين صورت لفظ [اظفار] را اطلاق مينمايد.
شارح گويد:
ضمير فاعلى در [فسّر] به سكّاكى راجع بوده و ضمير [هو] به معناه عود ميكند و حاصل اينكه:
سكّاكى در تفسير استعاره تخييليّه گفته است:
استعاره تخييليّه آنستكه معناى آن نه حسّا و نه عقلا تحقّقى نداشته بلكه معناى آن صورت وهمى محض باشد باينمعنا كه هيچ شائبه تحقّق عقلى يا حسّى در آن وجود ندارد مانند لفظ [اظفار] در قول هذلى: